سرویس: تحلیل کد خبر: 30881 12:17 - 1392/04/02

یادداشت میهمان/

از تبریک به کاندیدای منتخب تا نقد درون گفتمانی

از تبریک به کاندیدای منتخب تا نقد درون گفتمانی

مرصاد نیوز: بررسی رفتار سیاسی جریان اصولگرای در انتخابات های پیشین نشان داد که این جریان از بلوغ سیاسی برای حضور در این حوزه برخوردار است.

چهار سال قبل همین روزها...

امروز بیست و دوم خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت!

از نامه آیت الله هاشمی چند روز بیشتر نگذشته است؛ رای دهندگان تا پاسی از شب در محل جمع آوری آراء حضور یافته اند.

برخی ها با نگرانی رای خود را وارد قلک اعتماد به نظام می اندازند و برخی ها با نیت قرب الی الله.

از صبح بازار شایعات و اخبار دروغ داغ داغ است. زمزمه ها به هیچ کس و هیچ مقامی رحم نمی‌کند. از صدر تا ذیل، از بیرون آمدن رییس جمهور منتخب از صندوق صد و ده تا دخالت فلان نماینده و فرماندار فلان شهر در نوشتن رای های مردم.

مردم اما رای می دهند  و البته که توجهی هم نمی‌کنند؛ گواه آن هم فردا با اعلام درصد مشارکت معلوم می شود. برخی از شخصیت های سیاسی گویا دست به پیش بینی زده اند. پیش بینی آنها همه نوید یک چیز را می دهد. آشوب و اغتشاش و تقلب در صورت رای نیاوردن! اتاق فکر القای تقلب از عمرش چند ماهی می گذرد، اتاقی که نام کمیته صیانت از آراء را یدک می کشد. معلوم نیست اعضای پدید آورنده آن با دهن کجی به شورای نظارت بر انتخابات دنبال آب ریختن به آسیاب کدام طرف اند ؟

ساعت از دوازده ظهر گذشته است که دستور العملی به ستاد برخی کاندیداها ارسال می‌شود! گویا دریافته اند اقبال مردمی ندارند. متن دستور بماند اما گویا یک چیز را فریاد میزند: تقلب بزرگ !

بیست و دوم خرداد تمام شد؛ هنوز چند ساعتی از ورود به روز بعد نگذشته بود که یکی از کاندیداها با تاکید بر واژه "قطعی" خود را پیروز میدان انتخابات نامید. مطلعین از این کنفرانس در بهت و حیرت فرو رفتند.

صبح روز بعد از انتخابات کم کم برخی تحرکات شروع شد اما نصفه و نیمه !

با اعلام نتایج اولیه انتخابات هواداران میر حسین موسوی به طور غیر قانونی در خیابان اصلی پایتخت دست به تجمع زدند. آنها خواستار ابطال انتخابات و پس گرفتن رایشان شدند؛ در این بین اما شعار انحرافی هم داده می شد. هنوز کسی به ماهیت اصلی این تجمعات آنچنان که باید پی نبرده بود.

روز ها سپری می‌شد و آتش اغتشاشات در اعتراض به تقلب! در شمارش آرا شعله ور تر؛ صف ملت اما از صف خود فروختگان جدا شده شده بود؛ بودند کسانی که شبهه در دل داشته باشند و روزهای آغازین اعتراض ها دست به تظاهرات زده باشند اما حجم تظاهر کنندگان بعد از 29 خرداد صدق این گفته را نشان می‌داد که ملت به صحبت رهبری اعتماد دارند.

خرداد به پایان رسید و اغتشاشات نه! آشوب گران به بهانه هر مناسبتی و البته با بنزین و بیانیه کاندیداها بی‌رحم تر از گذشته به حیثیت ملت ایران لطمه می‌زدند. رهبری تاکید کرده بود که در صورت ادامه برخی روندها صریح تر از جمعه بیست و نهم با مردم سخن می‌گوید. ماه ها می گذشت اما گویا واقعا فتنه قصد اتمام توهین به ملت را نداشت! معلوم نبود به کجای انتخابات اعتراض دارند تا اینکه دم خروس خود را بالاخره نشان داد.

ایران منهای ولی فقیه! ایران منهای حمایت از مظلوم! ایران منهای حق طلبی و اصلا ایران منهای اسلام خواسته اصلی اغتشاشگران بود. گویی در توهم ما بیشماریم ایران را سراسر حامی خود می‌دیدند و پیروزی منحوس خود را قطعی!

پس از کش و قوس های بسیار بالاخره هشت ماه نبرد به پایان رسید و ملت یکصدا به خروش درآمد، نهم دی ماه روزی بود که تا ابد فراموش نمی‌شود.

گذری بر وقایع سال هشتاد و هشت شاید از حیث ابعاد و عمل بدیلی نداشته باشد اما از حیث خواسته بارها مطرح شده است.

تقلب در انتخابات در نظام مظلوم و مقتدر جمهوری اسلامی در هر انتخابات از جانب معاندین مطرح می شود. این جمله بدیهی هدف این نوشتار نیست؛ بحث بر سر قضایای عمیق دیگری است.

از ابتدای انقلاب گویا افرادی حیات خود را بر مبنای شراکت با دزد و رفاقت با قافله گذاشته اند. جریان شناسان انقلاب اسلامی صحت جمله فوق را تایید می‌کنند. این جریان تب تندش در منافقین زود عرق کرد و اما در برخی هنوز به عرق ننشسته است. صحبت حتی بر سر این افراد نیست؛ صحبت بر سر این جریان است .

بررسی نحوه تفکر سران این جبهه مواضع جالبی را نشان ما می دهد.سران آن حضور خود را دلیل بقای انقلاب می‌دانند ، اینان نه به شوخی بلکه با اعتقاد کامل خود را مادران و پدران انقلاب اسلامی می‌دانند و برخی حتی فرزند خود!

حیاتشان در رفاقت با قافله است. اصولا در غیر این صورت مرگشان حتمی است اما واقعا معلوم نیست چطور شراکت با دزد را با مبانی عقلی و اعتقادی خود جور در می آورند!

صحبت اصلی همین جا نهفته است. با مثالی شروع می‌کنیم:

وارث امامت و صحابه اصلی پیامبر(ص) در 25 سال پس از رحلت ایشان داعیه دار چه چیزی بودند؟ در مقابل چطور؟ افراد جبهه مقابل چه می‌گفتند؟ یکی از نجات پیامبر در غار صحبت می کرد! دیگری از شکست در فلان جنگ در صورت نبود تدبیر خود سخن می‌گفت! آن یکی خود را سیف الله می‌دانست و مخالف خود را کافر!

یکی دیگر افکار خود را ... . نمونه ها بیشمارند اما نحوه عمل آنها یکی است؛ بودن در دایره دوستان اسلام و عمل به نفع دشمنان اسلام.

اما انتخابات اخیر شرایط را طور دیگری رقم زد. در حالی دم از تقلب می‌زدند از انتخاب این دوره راضی بودند. در حالی پیروزی را به منتخب ملت تبریک می‌گفتند که دیروز به فرد مدعی پیروزی تبریک گفته بودند.

از این مسائل، در سه دهه گذشته آنقدر هست که فهرستش یک کتاب می شود اما مهم ملت اند. فهم و شعور سیاسی ملت نشان داد به گمنامان انقلاب ارادت بیشتری دارند تا رفقای پر مدعای قافله.

از طرفی جریان سیاسی مقابل که نه داعیه مادری انقلاب را دارد و نه خود را پدر آن می شمارد در هر صورت سر تسلیم فرو می آورد؛ چه زمانی که گفتمانش پیروز شود و چه مورد پسند قرار نگیرد.

نگاهی گذرا به کنش های این جریان که از برگزیدن نام اصولگرایی بر قامتشان یک دهه هم نمی گذرد عقلانیت در رفتار را به هر منصفی نشان می دهد.

اصولا در بازی های سیاسی امکان انتخاب نشدن از جانب توده مردم در یک فرآیند دموکراتیک یک امر بدیهی است. کنش گروه های غیر پیروز عقلانیت در رفتارشان را نشان می دهد. آنچه که در دنیا به طور عام عقلانیت سیاسی یک گروه غیر منتخب را به نمایش می گذارد، پذیرفتن شکست عملکرد خود در جذب اعتماد مردم و تلاش از فردای روز رقابت برای کادر سازی، نقد درون گفتمانی و جذب دوباره آرای توده مردم است.

سر در گمی از نتیجه شعور ملت و تاکید بر حقانیت اندیشه های خود از نمادهای بارز قانون گریزی و غرور منفی است.

معیار های فوق و ده ها معیار عقلانی دیگر همه و همه شاکله یک گروه معتدل سیاسی از هر نوع را تشکیل می‌دهد. بررسی رفتار سیاسی اصولگرایان دقیقا نشان دهنده این امر است.

نگاهی به سیر افراد شاخص اصولگرایی پایبندی به اصول را از ابتدا تا انتها (بجز موارد نادر) نشان می‌دهد. آن‌ها نه مثل دیگران اند که نوسانات سیاسی شان نشان دهنده عدم ثابت قدمیشان باشد و هر جا منافعشان اقتضا کند همان مواضع را اتخاذ کنند.

این در حالی است که سیر زندگی افراطیون وابسته به اصلاحات اصلا تبدیل به شاخص این قضیه شده است. بزرگانشان که زمانی آنقدر دو آتشه بودند که نزدیک بود از امام هم عبور کنند و حالا آنقدر در اصول مسامحه می‌کنند که انگار مهر تاییدی بر برخی برچسب هایشان است.

بحث بر سر مقایسه شان نیست! جریان اصولگرایی نشان داده که کاملا به مردمسالاری دینی پایبند است و به آراء مردم که بر خواسته از شعورشان است احترام کامل می‌گذارد. این جریان پس از عدم پذیرش کاندیدای مورد نظرشان از سوی مردم به سرعت به نقد درون گفتمانی می‌پردازد. نقاط ضعف خود را شناسایی می‌کند و البته که در راستای رفع آنها گام بر می دارد.

این جریان به جد شاخصه یک جبهه تمام عیار سیاسی را داراست؛ از تعهد بلند مدت برخوردار است، اهداف مشخصی دارد و مهم تر از همه به آراء عمومی احترام می‌گذارد.

نوع برخورد این گروه در چند روز پیش با عقب افتادن چند میلیونی دقیقا همانی بود که با جلو افتادن یازده میلیونی رخ داده بود. تبریک به پیروز انتخابات و ادامه دادن نقد درون گفتمانی.

چیزی که عیان است این موضوع است که ملت باید روزهای سخت تری را تجربه کند تا به بلوغ مدیریت جهان در زیر سایه حکومت مهدی موعود(عج) دست یابد و این راه بس پر فراز و نشیبی است.

whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

پربازدیدترین ها