سرویس: جهاد و مقاومت کد خبر: 427012 08:34 - 1401/07/07

رزمنده دفاع مقدس:

حضور مردمی در جنگ تحمیلی، پیروزی را برای ملت ایران رقم زد

حضور مردمی در جنگ تحمیلی، پیروزی را برای ملت ایران رقم زد

مرصاد نیوز:رزمنده دفاع مقدس گفت: در دوران دفاع مقدس حضور مردم تنها عنصری بود که می توانست پایاپای تقویت ارتش عراق از طریق استکبار جهانی، سبب مقاومت و پیروزی شود.

مولاداد رشیدی در گفتگو با خبرنگار مرصادنیوز ، با اشاره به اینکه از سال‌های ۵۹ و ۶۰ به عنوان دوران سخت جنگ تحمیلی یاد می شود، اظهار داشت: در سال ۵۹ به دنبال بازگشت از خدمت سربازی درصدد استخدامی در آموزش و پرورش بودم که این ایام با سی و یکم شهریور به عنوان آغاز جنگ تحمیلی در پی بمباران کرمانشاه و بسیاری از شهرهای دیگر توسط صدام لعین مصادف شد.

در آن دوران صدام به سبک جنگ شش روزه میان عراق و اسرائیل فرودگاه ها را بمباران کرد و این آغاز رسمی جنگ بود.

قابل ذکر است بنده بخشی از دوران جوانی را در شهرستان خرم آباد و چند سالی را در شهرستان هرسین زندگی کردم و آشنایی چندانی با مناطق مرزی استان کرمانشاه نداشتم  و در میان محورهای غرب تنها به اسلام آبادغرب تردد داشتم.

بنده هم مانند بسیاری از رزمندگان در آغاز جنگ سردرگم بودم که چگونه می توان خود را به تشکیلاتی وارد کنم و به جبهه اعزام شوم اگرچه پایگاه های بسیج در بعد انقلاب به ویژه سالهای ۵۸ و ۵۹ فعال بودند اما بنده از چگونگی اعزام به جبهه توسط این پایگاه ها بی اطلاع بودم.

این شرایط در حالی بود که بسیج مستضعفین عشایری غرب کشور با محوریت کرمانشاه تشکیل شد و مهندس جلال الدین پولکی به عنوان فرمانده از سوی آقای مجد؛ مسئول بسیج مستضعفین کشور معرفی شد و در آن ایام بنده با گذشت چند روز از جنگ تهران بودم اما پس از بازگشت از تهران در بسیج ثبت‌نام کردم.

پس از حضور در جبهه مدتی در خدمت تیم بازرسی بودم که مسئولیت آن بر عهده آقای سید هاشمی از افراد اهل سنت که خانواده ای روحانی و چهره ای قرآنی و عاشق اهل بیت(ع) بود در این تیم اطلاعات مربوط به مناطق جنگی را جمع آوری می کردیم و به فرمانده بسیج انتقال می دادیم و بر مبنای آن نیز اعزام نیروها انجام می شد.

پس از تشکیل ستاد هماهنگی در پادگان ابوذر برای هدایت نیروها با همکاری فرمانده سپاه سرپلذهاب برادر ابوشریف ما نیز در محل مستقر شدیم که البته پس از مدتی شهید غلامعلی پیچک جایگزین ایشان و مسئولیت عملیات نیز بر عهده شهید محسن حاجی بابایی گذاشته شد.

از سوی دیگر شاهد نبرد دشمن در منطقه سرپلذهاب بودیم برهمین مبنا بسیاری از رزمندگان از جمله نیروهای واحد عملیات سپاه استان کرمانشاه در منطقه دشت ذهاب حضور یافتند؛ در واقع شماری از نیروهای بسیج عشایری بر روی ارتفاعات دانه خشک که به پادگان ابوذر منتهی و از سراب گرم آغاز می شد، مستقر بودند و با سلاح های ابتدایی بر روی این ارتفاع پدافند می کردند که پادگان در معرض سقوط قرار نگیرد.

در بین بزرگانی که گردن همه ما حق دارند شهید حسین ادبیان فرمانده تکاوران در دشت‌ ذهاب بود و البته هدف همه نیروهای تکاور‌ متوقف کردن ماشین جنگی صدام بود که هرروز تحرکاتی را انجام می داد به همین دلیل تعدادی نیرو نیز در دامنه قراویز پس از شهرک قره بلاغ حضور داشتند؛ همان منطقه ای که شهید محمد سعید جعفری و یاران وی در روزهای اول جنگ در آنجا به شهادت رسیدند.

نبرد شهید ادبیان با ارتش عراق در حوالی روستای کرینه در دشت ذهاب ماندگار شد تا جایی که با مقاومت نیروهای هوانیروز ارتش، نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای بسیجی در مقابل ارتش عراق متوجه شدیم که عبور از این منطقه و رسیدن به پاتاق در آن شرایط محال بود اما به لطف خدا و نفس قدسی امام راحل در دل دشمن رعبی انداخته شد هرچند که از نظر تعداد و تجهیزات در منطقه دشت ذهاب قابل مقایسه با ارتش عراق به عنوان لشکرهای مجهزی که تا چنگ و دندان مسلح بودند و از آموزش های لازم برخوردار بودند همچنین مورد پشتیبانی لازم قرار داشتند.

اکنون از مقاومت به عنوان یک الگو در دنیا نام برده می شود

ارتش عراق در جنگ از آتش پشتیبانی توپخانه ای استفاده می کرد و به هر سرزمینی حمله می کرد آنجا به منطقه ای کاملا سوخته تبدیل می شد و هیچ موجود زنده ای در مقابل آنها زنده نمی ماند اما به لطف خدا نیروهای انقلاب اسلامی و رزمندگان اسلام مقاومت کردند و شاید نام مقاومت از همان روزهای ابتدایی جنگ برگرفته شد که اکنون به عنوان یک الگو در دنیا از آن نام برده می شود.

نیروهای ما بر روی ارتفاعات دانه خشک مستقر و بر دشت دیره مسلط بودند و اراضي را در ارتفاعات بازی دراز اشغال کرده بودند اما بخشی از منطقه نزدیک ارتفاعات سنبله و دیره در دید و تیر دشمن قرار داشت‌‌.

نخستین عملیاتی که شاید پس از درگیری سنگین شهید ادبیان در منطقه دشت ذهاب صورت گرفت مربوط به درگیری شهید سعید گلاب بخش از نیروهای کرج بود که ۴۰ تا ۶۰ نفر همراه ایشان بود.

شهید سعید گلاب بخش به همراه نیروهایش درگیری بسیار سنگینی با ارتش عراق داشتند؛ در واقع ایشان به صورت چریکی آموزش هایی را در لبنان دیده بود و از اساتید جنگ چریکی بود.

این عملیات سبب آزادی دشت دیره و پاکسازی منطقه تا ارتفاعات سنبله شد هرچند که افرادی که با شهید گلاب بخش در این عملیات شرکت کردند همگی شهید شدند و هنوز هم اثری از آنها نیست.

نتیجه جانفشانی این عزیزان حرکت رزمندگان از دانه خشک به سمت ارتفاعات سنبله در مجاورت ارتفاعات بازی دراز بود و رزمندگان در این منطقه مستقر شدند که تا روستای فتی افشار جای پای بسیار خوبی برای اجرای عملیات بازی دراز در سال ۱۳۶۰ بود.

عملیات مذکور و پیشروی رزمندگان، روحیه ای در نیروها ایجاد کرد که ارتش عراق شکننده است و می توان به آنها ضرباتی را وارد کرد.

در روزهای اول جنگ پس از متوقف کردن دشمن در دشت ذهاب که جبهه راست محسوب می شد( منطقه قراویز به عنوان جبهه میانی و بازی دراز به عنوان جبهه چپ گفته می شد و بعدها در این مناطق عملیات های مهم بازی دراز یک و دو صورت گرفت) عملیات مطلع الفجر در ارتفاعات تنگه کورک و برآفتاب انجام شد که همگی مدیون جانفشانی های رزمندگان در آن روزهای ابتدایی جنگ بود.

لازم به ذکر است یک ستاد هماهنگی توسط بسیج مستضعفین به فرماندهی برادر پولکی در پادگان ابوذر کرمانشاه ایجاد شد که منشا خدمات فراوانی بود و در عملیات‌های بازی دراز یک و دو فعالیت های فراوانی در آن انجام گرفت.

در عملیات مطللع الفجر تعدادی از عزیزان بسیج عشایری کرمانشاه وظیفه پشتیبانی و حضور در رسته های دیده بانی  و اطلاعات عملیات را داشتند و مستقیما تحت امر شهید محسن حاجی بابایی بودند که در مناطقی مثل ریجاب و چناره حضوری فعال داشتند و در منطقه دشت ذهاب هم علاوه بر اینکه در جبهه میانی و در دامنه ارتفاعات قراویز و شهرک قره بلاغ نیروهایی مستقر بودند در بازی دراز یک و دو هم نیروهای بسیج عشایری و مدتی هم رزمندگان کرمانشاهی آنجا مستقر بودند؛ منطقه ای بسیار سخت که از لحاظ دید و تیر در تیررس دشمن قرار داشت.

اجرای عملیات های شبانه با استفاده از اصل غافلگیری

 عراق ارتشی بود که در هر نقطه ای مستقر می شد زمین آن را به مین های ضد نفر و سیم خاردار و... مسلح می کرد و از آتش پشتیبانی پر حجمی برای یک پدافند معمولی استفاده می کرد در صورتی که ما در شروع جنگ هم از آتش پشتیبانی برخوردار نبودیم و در عملیات‌های که صورت می گرفت به دلیل برخی محدودیت هایی که داشتیم عملیات‌ها را شبانه و با استفاده از اصل غافلگیری انجام  می دادیم.

در روزهای ابتدای جنگ نخستین باری که داخل شهرک قره بلاغ رفتیم در یکی از منازل کنار طاقچه ساعت و انگشتر صاحب خانه لبه طاقچه قرار داشت که از حضور آنها تا آخرین لحظات حکایت می کرد که در نهایت مجبور به ترک منزل شده بودند در واقع مردم همه زندگی خود را در این شهرک جا گذاشته بودند‌ البته اوضاع در شهرستان سرپلذهاب هم همین گونه بود با اینکه آنجا زیر آتش سنگین دشمن بود و هر جنبده ای با آتش توپ و گلوله های خمسه خمسه مورد هدف قرار می گرفت حتی کسبه آن بازار هم همه امکانات خود را جا گذاشته بودند در واقع مردم آنجا هیچ گاه در این مناطق به فکر ترک منطقه نبودند بلکه تا آخرین لحظات ایستادگی کردند.

شماری از عشایر استان کرمانشاه و لرستان به همراه مرحوم شیخ علی کاظمی موم وندی نماینده نورآباد به گیلانغرب؛ محوری که به منطقه تنگه حاجیان ختم می شد آمده بودند و در منطقه دار بلوط مستقر شدند.

علاوه بر اینکه دلاوری های مردم گیلانغرب ستودنی است باید گفت که در شهرستان سرپلذهاب هم در ابتدای جنگ رد شنی تانکهای دشمن تا مدتها در شهر دیده می شد که بالاخره نیروهای بعثی با مقاومت نظامی و مردمی مجبور شدند به ارتفاعات قراویز بروند با این حال هر نیروی انسانی که در شهر سرپلذهاب تحرکی داشت زیر آتش توپخانه دشمن قرار می گرفت.

دوران دفاع مقدس مملو از ایثار‌، از خود گذشتگی و فداکاری افرادی است که در رده های مختلف از خطوط مقدم تا پشت جبهه مثل یک زنجیره همپوشانی داشتند.

از سوی دیگر عزیزانی که در خط مقدم بودند به دلیل نبود وسایل ارتباطی شاید تنها می شنیدند که کرمانشاه بمباران شده و دیگر از جزئیات آن خبری نداشتند. همچنین قشری که عموما در جبهه حضور داشتند از طبقات متوسط به پایین جامعه بودند و تلفن و وسایل ارتباطی نداشتند و نگرانی هایی را در کنار تکلیفی که بر خود احساس می کردند متحمل می شدند در خطوط مقدم می ماندند و حضوری فعال داشتند.

 شاید امروز که در آسایش و امنیت هستیم برخی چندان متوجه نباشند که توقف ارتش مسلح و مجهز عراق که به قصد فتح چند روزه تهران آمده بود در آن شرایط توسط نیروهای نظامی دور از ذهن بود.

در واقع ورود مردم به جنگ برکات فراوانی برای دفاع مقدس داشت نمونه های آن تا آخر جنگ حتی در عملیات مرصاد باقی بود که مانند روزهای ابتدای جنگ ورود مردم تمام کننده توطئه های استکبار جهانی بود.

اگر ورود مردم به معرکه جنگ نبود و نفس قدسی حضرت امام راحل نبود و اگر لطف خدا شامل حال ما نمی شد توانی برای مقابله با ۱۲ تا ۱۴ لشکر عراق که در پایان جنگ به ۵۰ لشکر رسید، وجود نداشت.

حضور مردم تنها عنصری بود که می توانست پایاپای تقویت ارتش عراق از طریق استکبار جهانی، سبب مقاومت و پیروزی شود و از آنجا که این پیروزی ها با خون مردم و خون دل جوانان و خانواده های آنها بدست آمده، گوهری گران بها است که امیدواریم همه قدر دان این انقلاب، نظام، مملکت، آزادی و استقلال و هویتی باشیم که امروز از ایران به کشورهای اسلامی و محورهای مقاومت تعمیم داده می شود و سبب ایستادگی در برابر استکبار جهانی می شود.

 

انتهای پیام/

whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

پربازدیدترین ها