کد خبر: 5698 08:55 - 1392/02/02

دستان خلبان را چه كسي بست؟

يك هفته از زمان دستگيري مردي كه متهم به قتل خلبان ايران‌اير و همسرش است مي‌گذرد در حالي كه اطلاعات جديدي در اين باره منتشر نشده است. نگاهي به اعترافات مرتضي، متهم اين جنايت بيشتر بر اين سوال تاكيد مي‌ورزد كه آيا مرتضي همدستي نداشته است؟ محور اعترافات مرتضي، متهم پرونده بر پايه سرقت قرار گرفته است.
اين درحالي است كه اين مرد 38 ساله هيچ سابقه كيفري قابل توجهي در زمينه سرقت ندارد. سابقه كيفري اين مرد محدود به «خيانت در امانت» و «ضرب و شتم همسر»ش است. «مرتضي» در اعترافات خود تاكيد كرده كه براي سرقت به خانه خلبان منصور شهركي رفته و به تنهايي اين جنايت را مرتكب شده است. گفته‌هاي متهم اصلي پرونده جنايت در برج اورانوس در محدوده ميدان پونك پايتخت سه‌شنبه 27 فروردين‌ماه مهم‌ترين بخش صفحه‌هاي حوادث روزنامه‌ها را به خود اختصاص داد.
او مدعي شده كه صرفا براي سرقت و زماني كه دريافته بود خانه مرحوم منصور شهركي در پونك واقع است به سراغش رفته و وقتي متوجه شده وضع مالي آنها خوب است وسوسه شده تا دست به جنايت بزند. اين در حالي است كه خانه مرحوم منصور شهركي يك واحد آپارتمان معمولي با متراژ 78 مترمربع است كه شايد مشابه آن در بسياري از مناطق تهران وجود داشته باشد و كمتر سارقي براي سرقت از آن وسوسه شود. مرتضي گفته است كه خلبان و همسرش به او كارت عابربانك خود را داده‌اند و همين‌طور رمز آن كه در آن كارت 7 ميليون‌تومان پول قابل نقدكردن بوده است. براساس اعترافاتي كه روزنامه‌هاي مختلف نيز منتشر كرده‌اند پس از اين متهم پرونده به دليل آنكه بيم آن داشته از سوي خلبان و همسرش شناسايي شود آن دو را با ضربات متعدد چاقو و بريدن شاهرگ گردن (خرخره) به قتل رسانده است. اما آنچه در اعترافات مرتضي بيان نشده و مشخص نيست جزيياتي ازماجرا است.
مرتضي تاكيد داشته كه به تنهايي دست به اين جنايت زده است. حال تصور كنيد زن و شوهري در خانه‌يي هستند كه يك نفر به بهانه خريد خودرو وارد خانه آنها مي‌شود و با تهديد كلت كمري آنها را وادار به همكاري مي‌كند. پيش از طرح هر سوالي بايد اين نكته را در ذهن بگذرانيم كه آيا مي‌توانيم خود را در جايگاه منصور و همسرش قرار دهيم. آنها اسلحه‌يي بالاي سرشان بوده و در آستانه تحمل آسيب‌هايي قرار داشته‌اند. حتي اگر بگوييم ابتدا فكر كرده‌اند يك سارق است سرقت مي‌كند و مي‌رود باز هم از شرايط سخت آن زمان نمي‌كاهد. بنابراين اين اصل بر زمان وقوع حادثه حاكم است كه فردي در معرض خطر هر كاري براي نجات خود و به ويژه همسر خود خواهد كرد. با اين مقدمه بياييد به بازسازي صحنه اين واقعه بپردازيم. چه كسي دست و پاي خلبان را بست؟ متهم پرونده گفته است پيش از رسيدن به خانه خلبان مقداري بست پلاستيكي و چسب پهن خريداري كرده است. اما در اعترافات خود دقيقا معلوم نيست كه دست و پاي خلبان و همسرش را با چسب پهن بسته است يا با بست پلاستيكي. اگر استفاده از چسب را ملاك قرار دهيم چند نكته به ذهن مي‌رسد. 1) براساس اعترافات بياييد فرض كنيم كه متهم، خلبان و همسرش را وادار كرده است تا دست و پاي همديگر را ببندند. همان‌طور كه خودش گفته با تهديد اسلحه، خلبان را مجبور كرده دست و پاهاي همسرش را با چسب ببندد. بعد نوبت به خود خلبان مي‌رسيده. اين مرحله دقيقا به چه صورتي انجام شده است؟ سوال اصلي اين است كه خلبان ابتدا پاهاي خود را با چسب بسته و بعد نوبت به دستانش رسيده است؟ دستان خلبان را چه كسي با چسب بسته است؟فرض كنيد كه خلبان به دستور متهم با چسب پاهاي خود را بسته است. مسلما مرحوم شهركي نمي‌توانسته با چسب پهن دستان خود را ببندد. در اين لحظه يك فرض را مي‌توان بررسي كرد. اينكه متهم بيايد نزديك و خود دستان خلبان را ببندد. در اين لحظه او چگونه مي‌توانست هم اسلحه را در دست خود نگاه دارد كه موجب تهديد قربانيانش شود و هم دستان خلبان را ببندد. پس يا اسلحه را به كناري گذاشته و دستان خلبان را بسته است يا اينكه بايد قبول كنيم اين كار اساسا شدني نيست و شخصي ديگر مرتضي را همراهي مي‌كرده تا او نقشه‌اش را اجرا كند. همه اين سوال‌ها را با لحاظ اين نكته كه افراد در خطر براي نجات خود دست به هركاري مي‌زنند بررسي كنيد. آيا خلبان شهركي در تمام اين مدت هيچ مقاومتي از خود نشان نداده است. يعني خود دست و پاي همسرش را بسته است و بعد دست به كار بستن دست و پاي خودش شده است. يعني وقتي مرتضي براي بستن او پيش آمده او هيچ مقاومتي نكرده است؟ يعني بپذيريم كه خلبان براي نجات خود و همسرش هيچ كاري انجام نداده است؟همه اين موارد را در حالي مرور كنيد كه به سلامت و آمادگي جسمي خلبان هم بايد توجه كنيم. خلبانان جزو معدود افرادي در جامعه هستند كه آمادگي جسماني خوبي دارند. جز اين آيا بايد بپذيريم كه دو نفر انسان نشسته‌اند و بدون هيچ مقاومتي آخرين دقايق زندگي خود را شاهد بوده‌اند؟ 2- اگر بپذيريم كه مرتضي براي بستن خلبان بعد از آنكه او همسرش را بسته از بست پلاستيكي استفاده كرده است بايد بگوييم كه هيچ كس نمي‌تواند خود دستان خود را به طور كامل با بست محكم ببندد. در اين حالت نيز باز لازم بوده كه مرتضي براي سفت كردن بست به نزديك خلبان آمده باشد. آيا در اين لحظه نيز خلبان سعي نكرده خود را نجات دهد. يعني ضربه‌يي به مرتضي وارد كند، سعي كند اسلحه از دستش بيفتد يا چنين مواردي؟ 3- ممكن است متهم بگويد بعد از آنكه خلبان پاهاي خود را با چسب بست از او خواستم تا دستانش را پشت كمر خود نگاه دارد و من در اين حالت به او نزديك شده و دستانش را بستم. آيا باز هم بايد بپذيريم خلبان در آخرين لحظه‌يي كه دستانش هنوز بسته نشده بوده و مي‌توانسته تلاشي براي نجات خود انجام دهد ساكت مانده؟ آيا قولنامه را دو نفره مي‌نويسند؟ قولنامه قراري است مكتوب ميان دو نفر براي خريد و فروش كه اين روزها كمتر مطرح است زيرا كار نقل و انتقال پلاك در كمتر از يك نيم‌روز انجام مي‌گيرد. بنابراين افراد معمولا وقتي براي خريد و فروش ماشين اقدام مي‌كنند در همان زمان پول را رد و بدل مي‌كنند و پلاك را تغيير مي‌دهند. حال سوال اينجاست كه آيا واقعا خلبان در آن بعدازظهر اسفندماه آنقدر پول لازم بوده كه بخواهد قولنامه‌يي بنويسد. فرض كنيم كه اصلا پذيرفته كه چنين كند. قولنامه معمولا نيازمند 4 امضا شامل خريدار، فروشنده و نفري يك شاهد از طرفين است. در خانه خلبان كه شاهدي براي امضا وجود نداشته است؟سوال ديگر اين است كه آيا خلبان با ديدن مرتضي باور كرده است كه او همان شخصي است كه مي‌تواند 140 ميليون‌تومان پول خودرويش را بپردازد؟طرح اين سوال‌ها و يافتن پاسخ براي آنها به باورپذيرشدن آنچه مرتضي به عنوان متهمي كه اينك عامل اصلي جنايت معرفي شده كمك مي‌كند. اين ها مسائلي است كه ممكن است در تحقيقات بعدي پليس روشن شود. چرا هيچ مقاومت و تلاشي صورت نگرفت؟ در اسفندماه گذشته وقتي خبر وقوع جنايتي كه در آن منصور و سارا شهركي قرباني شدند مطرح شد اعلام شد كه جسد اين دو نفر در پذيرايي خانه بعد از ورودي خانه كشف شد. (اعتماد 20 اسفند 91) در حالي كه اينك متهم پرونده مدعي است هر دو را به اتاقي برده و همين سبب شده تا واقعه بدون سر و صدا روي دهد. همسايه‌ها همه تاكيد دارند كه هيچ صدايي از اين واقعه نشنيده‌اند. يعني حتي وقتي كه مرتضي دست به كار قتل اين دو نفر شده هيچ ضربه‌يي به ديوار نزده‌اند و سعي نكرده‌اند كه با كارهايي نظر همسايه‌ها را به خود جلب كنند. از سوي ديگر سوال اين است كه چرا متهم قتلي كثيف را مرتكب شده است يعني با ضربات چاقو دست به اين جنايت زده است در حالي كه مي‌توانست با طنابي هر دو قرباني را خفه كند. اين نكته به وي‍ژه درباره قتل‌هايي كه ضربات از روبه‌رو به بدن وارد مي‌شود مطرح است و بسياري معتقدند كه چه كسي حاضر است چشم در چشم قرباني خود نگاه كند در حالي كه فردي كه به ناگاه كمر به قتل كسي مي‌بندد مي‌تواند با كمترين ميزان درگيري با قرباني اين كار را بكند. آنچه در بالا مرور كرديد فرضيه‌يي است كه احتمال وجود همدست براي ارتكاب قتل خلبان و همسرش را مد نظر دارد.
whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

پربازدیدترین ها