سرویس: اجتماعی کد خبر: 87519 11:05 - 1392/09/24

گفتگوی ویژه/

بانوی روشن دلی که چشم روشنی مردم روستایش است

بانوی روشن دلی که چشم روشنی مردم روستایش است

مرصاد نیوز: بانوی روشندل روستای شاهینی یک نمونه کامل از همت و صبوری برای تمامی افراد است.

 

به گزارش مرصاد و به نقل از ریوار، ناهید شیخی پور الگویی کامل از یک بانوی روستایی است که علیرقم محروم بودن از نعمت بینایی توانسته با همتی ستودنی مسیرهای ناهموار زندگی را هم برای خود و هم برای زنان روستایش هموار سازد.

4

متن کامل گفتگو بدین شرح است؛

با عرض سلام و خسته نباشید  و تشکر از فرصتی که برای انجام این گفتگو فراهم نمودید لطفا خودتان رو معرفی کنید؟

-من هم سلام عرض  می کنم و خوش آمد میگویم از حضورتان در روستای شاهینی، ناهید شیخی پور هستم متولد سال ۱۳۴۷ فرزند اول خانواده ،اهل روستای شاهین در استان کرمانشاه  و نابینای مادر زاد.

 میزان تحصیلاتی  دارید ؟

بله از کودکی علاقه زیادی به درس و مدرسه داشتم ولی با وجود نابینا بودن امکان آن برایم فراهم نبود تا اینکه یک روز از طریق رادیو متوجه شدم که نابینایان هم می توانند درس بخوانند و با همکاری بهزیستی ۱۵ساله بودم که به صورت آزاد درسم را شروع کردم و هفته ای یک جلسه برای رفع اشکال به آموزشگاه می رفتم باقی ایام هفته را در خانه وبا تلاش خودم تمرین می کردم، از سال ۷۹ تا ۸۴ به دلیل مشکلات رفت و آمد درس خواندنم دچار وقفه شد اما ازسال ۸۴ به بعد از طریق آموزش از راه دور موفق به گرفتن دیپلم شدم.

هم اکنون مشغول به چه کاری هستید؟

-شکر خدا با توجه به آموزشهایی که با همکاری سازمان بهزیستی  واستانداری برای من در نظر گرفته شده بود، توانسته ام  در زمینه های قالی بافی، گلدوزی، خیاطی، پرورش قارچ، تهیه عرقیات گیاهان دارویی و فرآوری زیتون، تولید کود اورگانیک ورمی کمپوست و امسال هم تولید زعفران فعالیت داشته داشم.

1

چگونه با این مشکلی که دارید می تواند کار کنید؟

من هیچ وقت به نابینایی خودم به دید یک مشکل نگاه نکردم که مانع رسیدن به اهدافم شود بلکه اعتقادم براین است هر کس که بخواهد کاری را به سرانجام برساند می تواند، فقط کافی است تلاش و همت لازم را برای به ثمر رسیدن کارهایش داشته باشد. من هم با توکل بر خدا و پشتیبانی خانواده وهمیاری دوستان در روستا اقدام به راه اندازی کسب وکار برای دختران روستایی کردم و خوشبختانه تا به حال هم موفق بوده ایم.اما مشکلات زیادی رو هم برای ادامه کار وجود داشته و دارد که توضیح خواهم داد .

برای هر کسی که این حرفهای شما را میخواند این سوال حتما پیش می آید که با توجه به نابینا بودنتان قالی بافی را به چه صورت انجام میدهید؟وچگونه می توانید رنگها را از هم تشخیص بدهید ؟

-برای بافت قالی و تابلو فرش ابتدا توسط دوستانم نقشه خوانی انجام می شود سپس خودم با استفاده از دستگاه تایپی که از طریق استانداری و بهزیستی در اختیار دارم به خط بریل تبدیل می کنم و با کدگذاری برای رنگ ها  به راحتی کار بافتن را انجام می دهم.

3

از چه سالی تصمیم گرفتید که کار کنید؟

-کار قالی بافی را از سال ۸۱ با کمک سازمان جهاد کشاورزی شروع و با توجه به علاقه ای که داشتم در مدت یک هفته به طور کامل یاد گرفتم در سال ۸۲ در تهران با نقشه برجسته قالی بافی ویژه نابینایان آشنا شدم و با تلاشهای یک مربی دلسوز به نام خانم برنا با همه ی قواعد آن آشنا شدم. تابلو فرش های زیادی بافتم و تعدادی از آنها رو هم به موزه فرش تهران فرستادم حتی یکی از آنها را در جریان سفر مفام معظم رهبری به کرمانشاه از طریق مسئولین به ایشان هدیه کردم که نمیدانم به دست ایشان رسید یا نه.

اشاره ای به تولید قارچ ، زعفران و زیتون داشتید، میشه بیشتر توضیح بدید که به چه صورت این کارهارو انجام میدهید؟

-پرورش قارچ را تا یکی دو سال پیش داشتم اما به دلیل نبود بازار فروش ادامه ندادم اما آمادگی و تجربه آن را دارم که در یک محیط سالم و بهداشتی این کار را مجدد شروع کنم .

در سال ۸۹ و ۹۰ با راه اندازی یک صندوق با عنوان  “صندوق خرد زنان روستایی” و همکاری زنان و دختران  روستا اقدام به احداث یک کارگاه تولیدی کود ورمی کمپوست در یک مکان ۱۰۰ متری نمودم و توانستم ۴ تن کود  برداشت کنم. و امسال هم با لطف خدا کار  تولید زعفران را شروع کردم که از مساحت یک هکتار زمین زیر کشت این محصول توانستیم ۴ کیلوگرم زعفران  برداشت کنیم که با جرات  میتوان گفت هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی از زعفران خراسان هم بهتر است. زیتون رو هم از شهرستانهای دیگه به صورت خام تهیه می کنیم و کار فرآوری آن را انجام میدهیم .

5

با این طرح هایی که دارید اشتغال زایی هم داشته اید؟

بله به لطف خدا این طرح ها  توانسته اند برای ۴۰ نفر از زنان روستایی اشتغال زایی کنند.

از مشکلاتتان بگویید.

-مشکلات  زیادی در مسیر زندگی، من را اذیت کردند که همین الان هم با این مشکلات روبرو هستم. از جمله نبود یک کارگاه یا مکان مناسب برای  ادامه فعالیت های دختران  روستاست که ما نمیتوانیم چنین جایی را بسازیم و یکی دیگه از مشکلات نبود بازار فروش برای محصولات تولیدی مااست که از جدی ترین معظلات پیشرفت و توسعه کاری ما به حساب می آید.

درخواست شما از مسئولین چیست؟

در خواستی که از مسئولین دارم این است که با توجه به برگزاری دوره آموزشی مختلفی که در سطح روستا اجرا شده است پتانسیل توسعه کسب کار نه تنها در روستای ما بلکه در چند روستای اطراف هم فراهم شده است لیکن زمانی که بازار فروش نباشد انگیزه ی برای ادامه کار نخواهد بود الان ما در خواست احداث یک کارگاهی که دارای کد بهداشتی و آزمایشگاه برای ارائه یک محصول استاندارد به جامعه را داریم که با تلاش های فراوان توانسته ایم با تغییر کاربری زمین احداث کارگاه را بگیریم اما برای ساخت آن مشکل داریم که با ۲۰۰ میلیون تومان وامی که برای احداث کارگاه برای ما در نظر گرفته اند ،نمی توانیم در سال اول  ۵۰ میلیون تومان قسط پرداخت کنیم لذا تقاضا مندیم که یک وام بلند مدت برای شروع کار ما در نظر بگیرند که در اینصورت از لحاظ کسب و کار گام موثری برای روستا های اطراف برداشته خواهد شد .

تعریف شما از خانواده  ونقش پدر و مادر در زندگی شما چیست؟

پشتیبان اصلی من بعد از خدا مادرم است ،چون از بچگی تمام کارهایی که برام پیش آمده ، دلسوزانه پا به پای من آمده است و قاطع میگویم که مدیون مادرم هستم.

7

در پایان اگر صحبت خاصی دارید برای خوانندگان بیان کنید؟

  تشکر می کنم از حضور شما و کلیه همکارانتان که امکان این گفتگو را فراهم کردید، حرف خاصی ندارم بجز آرزوی سلامتی برای تمامی هموطنانم و توصیه ای برای کسانی که مثل من از یک نعمت خدا بی بهره اند و آن اینکه؛ شاید برای خیلی ها این فکر پیش بیاید که یک آدم نابینا کاری نمی تواند انجام دهد .اما من به همه کسایی که معلولیتی از لحاظ جسمی دارند پیشنهاد می کنم که استعدادهای درونی خودشان را بیابند و با توکل برخدا به هر هدفی که اراده کنند خواهند رسید و در پایان هم می خواهم یکبار دیگر از مادرم و پدرم  وهمه ی اساتید و مربیان و دوستانی که مرا کمک کردند وتنها نگذاشتند تشکر کنم.

whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

پربازدیدترین ها