یادداشت؛
خوشرقصی اروپایی برای ترامپ
اروپا با برچسبزدن به سپاه، نه بر اساس واقعیت، بلکه برای خوشرقصی سیاسی مقابل ترامپ و لابیهای افراطی عمل کرده است؛ اقدامی که بیشتر ژستی سیاسی است و هیچ ارتباطی با امنیت یا عدالت بینالمللی ندارد.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ تصمیم اخیر برخی دولتهای اروپایی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه محصول یک روند حقوقی شفاف، بلکه جلوهای آشکار از همراهی سیاسی و خوشرقصی اروپا برای ترامپ و جریانهای افراطی حامی اوست؛ تصمیمی که بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای میدانی باشد، در چارچوب بدهبستانهای سیاسی و فشارهای فراآتلانتیکی معنا پیدا میکند.
سپاه پاسداران طی بیش از چهار دهه، در خط مقدم مبارزه با تروریسم سازمانیافته قرار داشته است؛ از مقابله با گروهکهای تجزیهطلب و جریان نفاق گرفته تا نبرد سرنوشتساز با داعش و گروههای تکفیری.
این کارنامه، مستند و قابل رجوع است و حذف آن از حافظه جهانی، با هیچ قطعنامه و رأی سیاسی ممکن نخواهد شد.
فراتر از میدان امنیتی، نقش سپاه در مدیریت بحرانهای طبیعی، امدادرسانی گسترده، محرومیتزدایی و بازسازی زیرساختها در نقاط مختلف ایران و حتی خارج از مرزها، واقعیتی انکارناپذیر است؛ واقعیتی که عامدانه از سوی رسانههای غربی بایکوت میشود تا روایت مطلوب واشنگتن و تلآویو مخدوش نشود.
در مقابل این حقیقت، پرسش افکار عمومی جهان از اروپا روشن است: چرا اقدامات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی – از ترورهای هدفمند و حملات پهپادی تا جنگهایی که هزاران قربانی غیرنظامی برجای گذاشتهاند – هرگز در فهرستهای تحریمی و تروریستی شما جایی ندارد؟
این سکوت، نه تصادفی، بلکه بخشی از همان استاندارد دوگانهای است که امروز مشروعیت اخلاقی غرب را با بحران مواجه کرده است.
غزه، نقطه اوج این تناقض است؛ جایی که بیش از ۷۰ هزار فلسطینی قربانی بمباران، محاصره و نسلکشی آشکار شدهاند و اروپا، یا سکوت کرده یا به بیانیههای خنثی بسنده کرده است.
این در حالی است که حتی برخی رهبران و مقامات اروپایی، صراحتاً سیاستهای افراطی و جنگطلبانه نتانیاهو را مورد انتقاد قرار دادهاند، اما این انتقادات هرگز به اقدام عملی منجر نشده است.
امروز، برچسبزنی به نیرویی که در خط مقدم مبارزه با تروریسم ایستاده، بیش از آنکه اقدامی امنیتی باشد، یک ژست سیاسی برای جلب رضایت ترامپ و لابیهای صهیونیستی است. چنین رویکردی، نه امنیت میآورد و نه اعتبار؛ بلکه تنها شکاف میان شعارهای حقوق بشری و رفتار واقعی اروپا را عمیقتر میکند.
اکنون میدان اصلی، میدان افکار عمومی است؛ روایت حقیقت، مطالبهگری مستند و پرسشگری صریح از تصمیمسازان اروپایی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ چرا که در نبرد روایتها، سکوت هممعنای همراهی با تحریف خواهد بود.
نویسنده: مجتبی جنگلینیا؛ فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!