یادداشت؛
جای خالی گردشگری کودک در سیاستگذاریها
در ایران، با وجود ظرفیت گسترده فرهنگی و طبیعی، گردشگری کودک هنوز جایگاه شایستهای در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای کلان نیافته است.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ گردشگری کودک مفهومی فراتر از برنامهریزی صرف برای تفریح و سرگرمی کودکان است. این شاخه از گردشگری با رویکردی آموزشی، فرهنگی و تربیتی، به دنبال پرورش نسلی آگاهتر، خلاقتر و مسئولتر در قبال محیط زیست، جامعه و میراث فرهنگی است. هر تجربه سفر برای کودک میتواند بستری برای آموزش غیرمستقیم تاریخ، فرهنگ، طبیعت و مهارتهای اجتماعی فراهم کند؛ آموزشی که نه با اجبار، بلکه با لذت و تجربه همراه است.
یکی از مهمترین ویژگیهای گردشگری کودک، پیوند طبیعی میان آموزش و سرگرمی است. کودک در فرآیند بازی، مشاهده و تجربه، میآموزد و این یادگیری عمیق و ماندگار است. بسیاری از نظامهای آموزشی پیشرفته جهان از همین ظرفیت بهره بردهاند و گردشگری کودک را به ابزاری مؤثر برای یادگیری غیررسمی تبدیل کردهاند. تورهای آموزشی در موزهها، کارگاههای صنایعدستی ویژه کودکان، برنامههای طبیعتگردی کودکمحور و بازدید از روستاهای گردشگری با روایتهای قصهگو، نمونههایی موفق از این رویکرد هستند. در چنین برنامههایی، کودک با لمس مستقیم مفاهیم فرهنگی و مشاهده نزدیک میراث، پیوندی عاطفی با آن برقرار میکند؛ پیوندی که در آینده به رفتار مسئولانه او نسبت به محیط زیست و فرهنگ منجر میشود.
نقش خانواده در شکلگیری تجربههای گردشگری کودک بیبدیل است. خانوادهها نخستین برنامهریزان سفر کودکان هستند و میزان آگاهی آنان از مفهوم «گردشگری کودکمحور» نقش تعیینکنندهای در کیفیت سفر دارد. انتخاب مقصد، اقامتگاه و فعالیتها بر اساس نیازها و علائق کودکان، میتواند تجربهای غنی و اثرگذار خلق کند. همراهی فعال والدین در بازدیدها، علاوه بر تقویت روابط خانوادگی، خاطرات مشترک مثبت و ماندگاری میسازد. پژوهشها نشان میدهد تجربههای گردشگری خانوادگی در دوران کودکی، تأثیر چشمگیری بر رشد اجتماعی، اعتمادبهنفس و مهارتهای ارتباطی افراد در بزرگسالی دارد.
در ایران، با وجود ظرفیت گسترده فرهنگی و طبیعی، گردشگری کودک هنوز جایگاه شایستهای در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای کلان نیافته است. تعداد محدودی از موزهها دارای بخش کودک هستند، تورهای آموزشی متناسب با سنین پایین اندک است و بسیاری از فضاهای گردشگری از استانداردهای لازم برای حضور ایمن، خلاق و فعال کودکان برخوردار نیستند. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، گردشگری کودک بخشی از استراتژی کلان صنعت گردشگری به شمار میآید. در اروپا و شرق آسیا، مسیرهای طبیعتگردی ویژه کودکان طراحی شده، موزهها بخشهای تعاملی دارند و آموزش راهنمایان کودکمحور از الزامات فعالیت در حوزه گردشگری فرهنگی است.
سرمایهگذاری در گردشگری کودک، علاوه بر منافع فرهنگی، از منظر اقتصادی نیز سودآور است. خانوادهها برای فراهم کردن تجربهای ایمن، آموزنده و باکیفیت برای فرزندان خود، آمادگی صرف هزینه بیشتری دارند. موزهها، نمایشگاهها، کارگاههای صنایعدستی و مراکز فرهنگی میتوانند به کانونهای اصلی گردشگری کودک تبدیل شوند. طراحی فضاهای تعاملی، بازیهای آموزشی مبتنی بر آثار تاریخی، برنامههای قصهگویی برگرفته از میراث محلی و کارگاههای ساخت صنایعدستی ساده، از جمله اقداماتی است که در جهان به جذب گسترده کودکان و خانوادهها انجامیده است.
آشنایی کودکان با میراث فرهنگی و طبیعی، یکی از مؤثرترین راههای تضمین حفاظت از آن در آینده است. کودکانی که بیاموزند این میراث متعلق به خودشان و نسلهای بعدی است، در بزرگسالی نیز نسبت به حفظ آن احساس مسئولیت خواهند کرد. برگزاری جشنوارهها و هفتههای ویژه گردشگری کودک و میراث فرهنگی در استانها، میتواند گامی مهم در این مسیر باشد و ارتباط کودکان با هویت ایرانی - اسلامی را تقویت کند.
گردشگری کودک پیوندی عمیق با اهداف توسعه پایدار دارد؛ از آموزش باکیفیت و حفاظت از محیط زیست گرفته تا ترویج مصرف مسئولانه و احترام به تنوع فرهنگی. رسانهها و نهادهای آموزشی نیز نقش مهمی در ترویج این نگاه دارند. امروز پرداختن به گردشگری کودک، سرمایهگذاری پنهان برای آیندهای روشنتر است. هر کودک امروز، سفیر آگاه گردشگری فرداست؛ به شرط آنکه مسیر تجربه و آشنایی را برای او هموار کنیم.
نویسنده: فهیمه روشن؛ معاون گردشگری ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمانشاه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!