یادداشت؛
جمهوری اسلامی ایران نظامی مترقی است
جوهر نظام جمهوری اسلامی ایران، نظامی مترقی است که ظرفیت پاسخگویی به عالیترین آرمانهای انسانی را دارد.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ بیتردید ملت انقلابی، مسلمان و متمدن ایران از جمله ملتهای برجسته و نمونه در سطح جهان بهشمار میآید. این جایگاه ممتاز را میتوان بهروشنی در نقشآفرینی آنها در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ به رهبری تاریخی امام خمینی (ره) مشاهده کرد.
در روزگاری که رژیمی دستنشانده، فاسد، خوشگذران، بیهویت و وابسته به بیگانگان بر ایران حکومت میکرد، ملت ایران وجود چنین حاکمیتی را توهینی آشکار به خود و به شأن تاریخی این سرزمین میدانست. برای مردمی با آن پیشینه تمدنی، عزت و شوکت، تحمل سایه حکومتی منفور و وابسته لکه ننگی بزرگ بود. از همین رو قیام کردند، هزینه دادند و خون فدا کردند تا این لکه ننگ را از دامان ایران بزدایند.
این قیام به ثمر نشست؛ بساط طاغوت و مزدوران وابسته برچیده شد و نظام جمهوری اسلامی ایران با اتکا به آرای مردم و با شعارهای استقلال و آزادی، در دل و جان ملت شکل گرفت.
امروز اما دشمنان کینهتوز ملت ایران، از آمریکای جنایتکار گرفته تا صهیونیستهای کودککش و برخی جریانهای اپوزیسیون بیهویت و وابسته، در رؤیای بازگرداندن فرزند فاسد شاه مخلوع به ایران هستند. گذشته از آنکه تحقق چنین خیالی اساساً ناممکن است، طرح این ادعا خود بزرگترین توهین به شخصیت، شعور و شأن ملت مسلمان ایران محسوب میشود.
همگان میدانند فردی که امروز از سوی دشمنان ملت ایران تبلیغ میشود، نه نسبتی با عزت و شرافت دارد و نه از استقلال و غیرت ملی بهرهای برده است. حمایت از چنین عنصر وابستهای، بیش از هر چیز نشاندهنده نگاه تحقیرآمیز دشمنان به ملت بزرگ ایران است؛ گویی میخواهند چنین وانمود کنند که این ملت نیز در همان سطح و اندازه میاندیشد. حال آنکه شأن و جایگاه مردم ایران فراتر از آن است که با این چهره بیریشه و وابسته و امثال آن قابل قیاس باشد.
ملت انقلابی ایران راه خود را آگاهانه یافته است؛ ملتی که پیوندی دیرینه با عزت، شرف و بزرگی دارد و در هیچ شرایطی توهین به هویت و شأن خود را برنمیتابد. تجربه تاریخ معاصر ایران گواهی روشن بر این حقیقت است.
اما مسئله اصلی اینجاست که راه مقابله با این وضعیت نابسامان اقتصادی چیست؟
بیتردید، مسئولیت اصلی بر عهده مسئولان و متولیان امر است؛ بهویژه قوای سهگانه و خصوصاً قوه مجریه و شخص رئیسجمهور. بازگرداندن امنیت اقتصادی به جامعه، رصد دقیق مشکلات، شناسایی و برخورد قاطع با مافیای اقتصادی که در بخشهایی از ساختار ریشه دوانده، ضرورتی انکارناپذیر است.
حرکت بر مبنای برنامه هفتم توسعه و سیاستهای اقتصاد مقاومتی، برکناری مدیران ضعیف و ناکارآمد و بهکارگیری مدیران توانمند و متعهد، میتواند موتور رونق اقتصادی را دوباره به حرکت درآورد. این مسیر شدنی است؛ به شرط آنکه مردم نیز در این راه همراهی و همکاری کنند.
اما آنها که برای حل مشکلات، چشم به بیگانگان دوختهاند؛ به آمریکا، ترامپ، نتانیاهو، منافقین یا رضا پهلوی دل بستهاند، در واقع راهی را میروند که به بنبست ختم میشود. این نگاه، شبیه آن است که انسانی در مواجهه با سختیهای زندگی، به جای تلاش برای یافتن راهحل، دست به خودکشی بزند. و چه کاری احمقانهتر از این؟
توسل به خشونت، آشوب و استمداد از دشمنان قسمخورده ایران، نتیجهای جز ویرانی، ناامنی، تجزیه کشور و نابودی زیرساختها نخواهد داشت. اگر ـ خدای ناکرده ـ روزی دشمن یا مزدوران و وابستگانش بر این سرزمین مسلط شوند، نهتنها خبری از رفاه نخواهد بود، بلکه امنیت نیز از میان خواهد رفت و هر ایرانی هر روز با کابوس مرگ و ناامنی مواجه خواهد شد.
هدف آمریکا روشن است: دستیابی به نفت و ذخایر زیرزمینی ایران. برای او مهم نیست مردم ایران چگونه زندگی میکنند؛ آنچه اهمیت دارد، غارت منابع و تبدیل ایران از یک قدرت اثرگذار منطقهای به «گاو شیرده» است.
از همین رو، ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا و مقابله با خشونت و آشوب، نهفقط وظیفه دوستداران نظام جمهوری اسلامی، بلکه وظیفه هر ایرانیِ دلنگران سرنوشت این سرزمین است؛ حتی اگر دل در گرو انقلاب نداشته باشد.
دشمن در زمان تجاوز و اشغال، میان انقلابی و غیرانقلابی، مذهبی و غیرمذهبی تفاوتی قائل نیست. تجربه کشورهای اشغالشده یا کشورهایی که با تحریک آمریکا دچار فروپاشی حاکمیت مرکزی شدهاند، گواهی روشن بر این واقعیت تلخ است.
جوهر انقلاب، استقلال، آزادی، خدامحوری، خودباوری، عزت، پیشرفت و تعالی انسان برای رسیدن به کمال شایسته است.
جوهر نظام جمهوری اسلامی، نظامی مترقی است که ظرفیت پاسخگویی به عالیترین آرمانهای انسانی را دارد.
مسئولان نالایق و ضعیفی که یا با رأی مردم، یا با رانت، نفوذ، ندانمکاری و یا نبود شناخت دقیق، بر سر کار میآیند و به جای آنکه پیشران خدمت و رفاه باشند، به مانعی برای پیشرفت کشور تبدیل میشوند. راهحل این آسیبها، درافتادن با اصل انقلاب و نظام نیست.
باید نگاهها متوجه مدیران ناکارآمد، ضعیف و گاه نفوذی باشد و با مطالبهگری هوشمندانه، زمینه کنار رفتن آنان و میدانداری نیروهایی فراهم شود که «گروه خونیشان» با آرمانهای انقلاب سازگار است.
آنچه امروز در برخی اعتراضات میبینیم، اعتراض منطقی برای حل مشکلات مردم نیست؛ بلکه فریادهایی برای هموار کردن مسیر ورود دشمنی خونخوار و بیرحم است.
در چنین شرایطی، حضور میدانی مردم دلسوز، روشنگری، فعالیت مسئولانه در فضای رسانهای و بیدار کردن افکار عمومی، وظیفهای است که بر دوش همه ما سنگینی میکند.
باید در صحنه ماند؛ محکم و آگاهانه ایستاد و اجازه نداد در غیاب شیران، شغالان پست، میداندار شوند.
نویسنده: نصرالله شفیعی؛ فعال سیاسی و رسانهای
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!